|
این یکی از نامه هایی است که هیچ وقت به دست صاحبش نرسید
سلام نيلوفر ابي...
چه روزها که در باران به دنبال تو گشته ام.
هر واژه یک لحظه از زندگی من است.
اگر الفبای زندگی را بیاموزی حرفهایم را ساده تر می فهمی.
آنگاه می بینی که واژه هایم برای اینکه در قلب توجای گیرند
برکاغذ نشسته اند و انتظار می کشند .
وقتی می خواهم برای تو بنویسم
هر چه واژه از ازل تا ابد وجود داشته
و خواهد داشت در دستهای من است.
می توانم آزاد و راحت بنویسم .
از برگهای گمشده ، از اندوههای مقدس ،
از خستگی های ممتد و از بالهای روشن تو
که یک روز مرابه خداوند می رسانند.
خاطراتت را تا ابد در قلبم نگه خواهم داشت.
مطمئن باش.
خاطره هایی که با هم بودیم،
خاطره هایی که باهم درد ودل می کردیم،
خاطره هایی که باهم اشک می ریختیم
افسوس که گذشت...
هر چه خاطره ی خوب بود گذشت...
تنها خاطره های تلخ بر جا مانده است .
با رفتنت همه چیز سوخت...خاطره، محبت ، عشق...
دیگر امیدی به زندگی نیست .
آرزوهایم همه تبدیل به رویا شدند،
همه تبدیل به یک خواب بیدار نشدنی شدند.
رفتی بدون یادگاری ، بدون خداحافظی ، بدون یک کلام حرف عاشقی
دیشب تا صبح بیدار بودم،
آن قدر اشک ریختم که دیگر گمان نمی برم
اشک در دیدگانم باقی باشد تا فرو ریزد،
عاقبت تصمیمی گرفتم و
مصمم شدم با اراده ی آهنینی در انجام آن بکوشم
با این که می دانم در این راه فدا خواهم شد .
تو را ترک می کنم و در فراق تو شکیبا خواهم بود.
مرا از یاد مبر. ولی این را بدان
تنها تو هستی که تا پایان عمر دوستت دارم
و لحظه ای از خاطرم دور نخواهی شد.
در آن هنگام که عفریت مرگ به سویم خواهد آمد
تنها با نام تو و تجسم چهره ی تو بدرود حیات خواهم گفت.
به یاد آن روزهایی که با هم می گذراندیم
و از دنیا و ناسازگاریهای این چهان غافل بودیم
سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد!
با تو چه كرده بودم كه اينچنين منو شكستي؟
تو چي از من ديدي كه اينقدرازمن دلخوري؟
چي باعث شد كه از يادت برم؟
تو كه اينجور نبودي!
تو اين يه سال اخر اين همه بلا سرمون اومد!
فكر نكردي نميتونم دوريتو تحمل كنم؟
اخه بي انصاف
من چيكارت كردم؟
هر چي ازمن ديدي خدا گواهه فقط واسه دلسوزي بود!
منو با خودم تنها گذاشتي و رفتي؟
اون موقع چي فكر ميكردي؟
بايد مي فهميدم كه از اولم برات مهم نبودم!
يعني منو نمي خواستي،
يعني ازم متنفر بودي،
يعني......
نميدونم تو اين چند سال چطور منو تحمل كردي؟
اره، انگار تو خداي صبري.
ميدوني اين حرفارو چند بار برات تو كاغذ نوشتمو
تو چند بار سوزونديشون؟
هر جا ميرم محال از تو خاطره نداشته باشم!
اخه حيفت نيومد؟اون لحظه ها، گذشته ها،
ميدونم چي فكر ميكني؟ گذشته ها گذشته نه؟
چي بگم؟
تو معني نگاهمو نفهميدي........!!!
رفتي خدا پشت و پناهت!
اينا همش تقصير ماست
تو كه گناهي نداري.........
هي روزگار.................
خيالي نيست................!!
ولی اگه یه وقت خواستی برگردی
برگرد... من هنوزم همون عاشقتم!
|